امشب هوای دل هوای بی قراری است

سیلی زخون در سرزمین چشم جاری است

جانها همه سرگشته دشت بلا و

خورشید روی یار در حجب و تواری است

در حسرت و اندوه سلب نور وجهش

هر ذره ای مشغول افغان است و زاری است

جای است قلبم از تالم ایستد باز

کامشب خدا هم در عزا و غمگساری است

گویی شهادت لاله زار بی خزانی است

کز این مصیبت غرق اوج داغداری است

امشب همه گویای ذکر یا حسینیم(سلام الله علیه)

در کشتی ذکرش امید رستگاری است

فردا چو عاشورا شود ارباب تشنه

در جلوه صبر جمیل و شهسواری است

پروانه های نور او آتش بگیرید

آنجا که هنگام وفا و جان نثاری است

ای حجت ثانی عشر مهدی زهرا (صلوات الله علیک)

باز آ که جان مستدعی امداد و یاری است

با نقد جان خود خریدار تو هستیم

در انتقام تو که وعد حق باری است

ما شیعیان را کار تا روز ظهورت

بی تابی و اندوه و آه و اشکباری است

مهدی عنایات هم او باشد که امشب

سیلی ز خون در سرزمین چشم جاری است

در این عزا چشمت نخفت و خوش سرودی

کامشب هوای دل هوای بیقراری است



مهدی رستگاری

دوازدهم آبان ماه سال یکهزار و سیصد و نود و سه شمسی 
شب عاشورای محرم الحرام 1436 هجری قمری